تبليغاتX
::::میرزای ایرانی::::میرزای ایرانی:::: - ریاست جمهوری و رابطه آن باخر راندن !!!

سه شنبه هجدهم فروردین 1388

ریاست جمهوری و رابطه آن باخر راندن !!!

نمی دونم ازکی دغدغه این رو پیدا کردم که یه روزی باید رییس جمهور شوم ولی فکر میکنم برمی گردد به زمانی در دهاتمان یه دانش آموز کوشا در امر انشاء نویسی بودم(کشک می گرفتم انشاء می نوشتم) همون زمان بود که وقتی معلم ده موضوع تکراری "در آینده می خواهید چیکاره شوید؟" را می داد بیدرنگ به این فکر می افتادم که باید رئیس جمهور شوم آخر در خودم این استعداد را کشف کرده بودم . کدخدا بارها گفته بود که تو خر خوب می رونی و راحت می تونی تصدیق "خر رونی" بگیری جون شما مزاح نمی کنم آخر شنیده ام در شهر یکی از شرایط ریاست جمهوری داشتن تصدیق رانندگی است می گویید نه به این لینک توجه کنید :محسن رضایی: ریاست جمهوری و رانندگی در ایران البته شرایط دیگری دارد که من استاد حاذقی در این موارد هستم : تعمیر کار مجرب ماشین ها فرسوده، جاده صاف کن و یا به عبارتی مهندش جاده سازی، در این موضوع که خر خیلی بهتر از ماشین است شکی نیست چون تلفات جاده ای ندارد و براحتی هرجا بخواهید می توانید بر سر او بزنید و متوقفش نمایید البته اگر خربازی اش گل نکند اما ماشین از خرمن هم خر تر است و یقین شما را هلاک خواهد کرد فکر می کنم با خر بشود ارابه توسعه کشور را راحتر کشید خر است نمی فهمد هرچه بارش کنید بیشتر کیفور می شود خر که کارت سوخت نمی خواهد البته در دهات ما طبق آخرین تصمیم گیری ها علوفه این بی زبان ها را هم سهمیه بندی کرده اند کارت هوشمند علوفه هم دست مافیای علوفه ( آقازاده های کدخدا) افتاده و ملت رو آس و پاس کرده اند... در بخش تعمیر کاربودن نیز بنده سالهای سال دستی در تعمیر دیفرانسیل تراکتور ددی مراد(باباجون مراد) داشته ام البته هروقت خرم مریض شده یجورایی خودم درمان اش کرده ام در تکنیک بعدی هم که جاده صاف کنی و راهسازی باشد این حقیر سالهای سال به همراه خر عالی در شغل شریف مال رو سازی (جاده های سازگاربا جغرفیا روستایی) دستی داشته ابم او می دوید و خاک لگد می کرد خسته می شد من لگد می کردم و کلا هردو خاک و گاها گل لگد می کردیم خیلی به خودم اعتماد دارم که بتونم در ائتلاف روستاهای اولیا و سفلا رای قابل توجه را کسب کنم.

نوشته شده توسط میرزای ایرانی در 19:49 |  لینک ثابت   •