تبليغاتX
::::میرزای ایرانی::::میرزای ایرانی:::: - استفراغ کلمات

چهارشنبه ششم آذر 1387

استفراغ کلمات

امروز سر کلاس منطق بودم که مغزم قد یه زود پز داشت سوت می کشید و خودم هم مثل خر مش حسن به عرعر افتاده بودم استاد می گفت که یکی از روحانی های عزیز که تازه ملبس شده در اولین نطق پیش از دستورش در بالای منبر امام حسین بجای آنکه از امام حسین و کربلا بگه رفته از اینکه انسان حیوان نامی ناطق است (یک بحث منطقی که خود استاد هم!!!!) بحث کرده وقتی از منبر پائین اومده کفش هاشو بالای سیم های برق خیابان پیدا کرده!!! اون یکی کلاس با یه استاد دیگه بود که بحث از فلسفه کانت به مسلمانی سر کج کردو و استاد شروع به موعظه یه مشت دانشجوی  مفلس کرد که بله شما همتون مسلمان زاده هستید و در اصل مسلمان نیستین و دستش رو که بی مثال به دست اصغر یه دست می موند کشید سمت من و گفت این یارو(بلانسبت خودم) ببنید این اگر در اسرائیل بدنیا می آمد الان در غزه در حال انجام تکلیف الهی و صهیونیستی خودش بود!!! یا مثلا خانم فلانی(تو باغ نبود این بیچاره آخه یکی از آقایون جواب خواستگاری اش را رد کرده بود جل الخالق دختر ها هم بله!!!) اگر در عربستان بود تا حالا مجوز کشتن چندتا از شیعیان را صادر کرده بود آنهم به مجوز وهابی بودنش!!! آره به همین سادگی که استفراغ می کنی و اون املتی را که تو خوابگاه خوردی بالا میاری و تازه بعد از دیدن استفراغت می بینی که گوجه ها خوب پخته نشدن کلمات و معنایی از دلت استفراغ میشه و چه خوب می شد که به این استفراغ هم نگاه کرد....

نوشته شده توسط میرزای ایرانی در 17:10 |  لینک ثابت   •