تبليغاتX
::::میرزای ایرانی::::میرزای ایرانی:::: - غم میرزا

یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387

غم میرزا

نمی دونم چی بنویسم و چی بگم اما  می دونم وقتی آدم رو یه غم می گیره دیگه اینو نمی تونه به بیان طنز بنویسه من را ببخشید که تو این چند روز نتوانستم  به روز کنم.وقتی می بی نی دوسش داری و به اون نمی رسی دیگه ذوقی برات نمی مونه و قفط گریه امان تو را می برد گریه با هر آهنگ غمناکی خدایا این دلداگی برای هرکی قشنگه و برای من گریه داشت و گریه خدایا امروز سر نماز واقعا از ته دل گریه کردم از ته ته ته دلم.... دوست دارم بمیرم اما خودت گفتی و لاتقطع امیدک می دونی که ولایمکن الفرار من حکومتک یک اصله اما این هم می دونم که تو همون یا کریم و یا رب دعای کمیلی خدایا به راضی ام به رضای تو دیگه نمی تونم بنویسم باز بغض گلوم رو داره فشا میاره برم از شما هم بخاطر اینکه نمی تونم فعلا به شما سر بزنم عذر  می خواهم برم تا پای دستگاه اشکام جای نشدن قربان شما میرزای ایرانی دلشکسته

نوشته شده توسط میرزای ایرانی در 19:23 |  لینک ثابت   •