جمعه بیست و هفتم دی 1387
یوزراسیف عدالتخواه می شود!!!

این روزها بازار سریال "یوزارسیف و زلیخا" گرمه طوری که ملت ماهواره ها راخاموش کرده اند و روزی چند بار این سریال که سرشار از نکات آموزشی می باشد را نگاه می کنند(قابل توجه حوزه نظارت سازمان صدا بی سیما) نمی دانید این سریال در دهات ما چه بازخوردهای فرهنگی نداشته!!! پسر کل حیدر نعوذبلله دچار خلط جایگاه شده با یوزارسیف و دائما یا تو حمام دهاته یا سلمانی و خلاصه همه دخترهای دهات هم شدن زلیخا البته این می تواند از اثرات سوءبرداشت پسر کل حیدر از این سریال باشه و ربطی به هرمونتیک قضیه سازمان(...) از ساخت این سریال ندارد!! اما آنچه که مهم می باشد این است یک روز این یوزاسیف که بعد از مطالعه و بازخوانی سایت جنبش عدالتخواهی یک دفعه حس عدالتخواهی اش گل می کند هوای بازدید از مناطق محروم؛ حاشیه نشین وسفلی نشین شهر محل سکونتش که همان طبس باشد را در سر می پروراند.خلاصه اینکه با یک محافظ از گارد خصوصی اش و با چهره ای متفاوت به اون "پایین ما این ها" عزیمت می کند.اشک در دیدگان یوزارسیف جاری می شود که "وای برمن که این مردم این گونه در فقر و فلاکت زندگی می کنند آنموقع من در آسودگی طعام می خورم وای برمن اگر لحظه بنشینم تا زمانی که وضع میان غنی وفقیر یکسان نشود" که اینجا سریال بدلیل بدآموزی برای دانشجویان ۷۰- سال عدالتخواه سانسور می شود. یکی نیست بگوید ای یوزارسیف عدالتخواه اگر یک روز را در تهران بسرکنی چه می گویی حتما از مقام عدالت خواهی استعفاء خواهی داد. "زنی در زیر بارش برف کبریت می فروشد و زنی دیگر در ماشین خدا تومان قیمت باکبریت سیگارش را روشن می کند".کودکی ۵ساله درکنار جاده گل نرگسی می فروشد آن کودک ۵ساله دیگر در مهدکودک به خاله سارا گل نرگس هدیه می دهد"."مردی در کل ماه جان می کند که شاید ۳۰۰ هزار تومان باهر بدبختی جور کند که خرج هزار سر عائله را بدهد آن مرد دیگر در یک روز ۳۰۰ هزار تومان برای غذای دو مهمانش می دهد" بله یوزارسیف عزیز و زیبا اگر بخواهم بنویسم باید یک شاهنامه یک من برایت فراهم کنم .بابا کجای کاری که آقازاده ها پشت چراغ قرمز برای پدر محترم از همان کودک ۵ ساله گل نرگسی می خرند تازه ۱۰۰۰ تومان پول بیت(!!!) به او می دهد و به اومی گوید باقی اش هم برای خودت. فکر می کنم همین مقدار کافی باشد تا شما را ازعدالتخواهی اتان پشیمان نکرده ام. از طرف میرزای ایرانی عدالت خواه مآب
یکشنبه بیست و دوم دی 1387
نشست سازمان های غیر دولتی کشورهای جهان اسلام در بیروت
سلام دوستای خوبم، سفر کردن رو همیشه دوست داشتم خصوصا سفرمکه که دلم اونجا موند وخودم برگشتم الان هم با دوتا از بچه های دانشگاه تهران داریم راهی بیروت می شویم (نشست سازمان های غیر دولتی کشورهای جهان اسلام در بیروت)قرار ۵شنبه از دمشق به سمت بیروت بریم دعا کنید یه زیارت هم برویم شام خدمت خانم زینب . همین لحظه که دارم این پست رو می نویسم تو فرودگاه هستم و می خواهم بروم سمت تهران بچه ها می گویند یک مشکلی برای ویزا پیش آمده هنوز وضعیت پاسپورتم قرمزه نمی دونم خیلی ریختم بهم از صبح یک ریز این ور وآن ور رفتم دعا کنید برای همه ما بتونیم نتیجه خوبی در این نشست بگیریم....راستی وقت کردم خاطره سفر چند روز پیشم روکه به یکی از روستاهای کشور عراق رفته بودم را برایاتان بنویسم...
چهارشنبه هجدهم دی 1387
عاشورا نماد شله زرد یا نماد عدالتخواهی

چند روزیه که ایام محرم و حادثه کربلا همزمان شده با کشتارهای غزه که نه میشه اون رو یک جنایت حیوانی نامید و نه انسانی( !!! ) وقتی اسم عاشورا و محرم را می شنویم غرق در خاطرات کودکی امان می شویم. وای شله زردها،قیمه ها،شربت ها و باقی نذری ها جور وباجوربا حال بودن چقدر صدای تبل ها زیبا بود. وای هنوز یادم نمی رود عاشق پرچم های رنگ ورانگ بودم!!! واین شد که ما با امام حسین از کودکی آشنا شدیم . بله یک شمری بود که دست برقضاء هم بدقیافه و هم زشت بود (البته همیشه هم قرمزپوش بود که احتمالا پرس پلیسی بوده) زد و امام حسین و باقی خانواده اش را شهید کرد(در اینجا باید حسابی گریه کنی تا تکفیرت نکرده اند) راستی یادم رفت امام وخانواده اش هم همیشه سبز پوش بوده اند(یک نوع نوستالوژی رنگ). همیشه واسم عجیب بود که دوستام و اطرافیانم در دهه اول محرم که هنوز اتفاقی نیافتاده یجورایی گناه نمی کنن اما همین که امام شهید شد و از شام غریبان گذشتیم دوباره می شوند همان افراد!!! خوب که توجه می کنیم می بینم که این حسین فرزند همان امیرالمومنینی است که بهای ارزشمندی چون زهرای مرضیه را در برابرعدالتخواهی اش را تقدیم کرد...حالا امام حسین در کربلا در برابر تمام کفر به همراه تمام خوبی و خانواده اش آمده که ندای عدالت را برپا کند که الگویی شود برای شیعیان اشان . امر به معروف ونهی از منکر،نماز ظهر عاشورا،سخنان آقا در جای جای این حرکت یک رفرنس جهت استفاده همه عدالتخواهان است اما وا مصیبتا که شله زد و قیمه عاشورا جلوه بیشتری از اصل حرکت امام دارد آخر چه اهمیتی دارد که لباس آقا چه رنگی باشد؟ آیا حرکت آرمانی و الهی آقا درک شده؟ آه یادم رفته که آقا هنوز هم مظلوم است آنهم نه در میان دشمنان اش بلکه شیعیان عدالت مآبش که فقط ظاهر حسینی را یه یدک می کشنند!!!
یکشنبه هشتم دی 1387
حیوان یا انسان کدام؟؟؟

دوستی در کامنت مطب قبلی نوشته بود که میرزا از طنز داری میری سمت سوگ!!! آری برادر مگر خون ها را در غزه نمی بینی!!! حتما یک عده می گویند که اصلا فلسطینی ها،عرب ها،مسلمان ها چه دخلی به ما دارند ما این ور دنیا هستیم و آنها آن ور!!! حق داریم که اینگونه بگوییم. اتفاقا یک عده از فلسطینی ها هم در مورد ما همین قضاوت را دارند و می گویند ما نمی دانیم برویم چه کسی را ببینم که این ایرانی ها در کار ما دخالت نکنند؟ اینها هم حق دارند این را بگویند!!! اما برای من نه به عنوان یک ایرانی،نه به عنوان یک مسلمان و شاید هم یک مسلمان زاده بلکه به عنوان یک حامی حقوق حیوانات این سوال پیش می آید که ارزش خون یک دلفین و شاید هم یک خرس که نسلش در حال انقراض است وشاید هم یک طوطی کاسکو بالاتر است یا یک زن حامله ، یک پیرمرد سالخورده،یک کودک،یک پسرودختر ناز!!! کدام ارزش دارد؟خدا نکند که در یکجای عالم ناخن یک حیوان کنده شود و یا در یک فیلم از او سواستفاده شود آنموقع است که صدای سازمان های دفاع از حقوق حیوانات بلند می شود بله حلقه های اعتراض انسانی برای حیوانات!!! اما اگر حمام خون از انسان ها جاری شود هیچکس ککش نمی گزد!!! هرکس سرش در(....)خود است بابا انسانیت کجاست مسلمانی ارزانی اتان!!! حیوان یا انسان کدام با ارزش تر است!!!
چهارشنبه چهارم دی 1387
پاردوکس نفت و سفره
نمی دونم؟ شاید هم بدونم اما چون مغزم نم کشیده آنهم توسط نفتی که ننه مون سر سفره گذاشته بود که البته اون بنده خدا هم سر صف عریض دکانی مش قربون ایستاده این نفت رو گرفته درک بسیاری از مسائل تعطیل !!!بماند پروتره ای که در بالا مشاهده می کنید غلط نکنم عکس پاهای اصغر بیکله، یاور جغ جغه ،ممدپستونک،و احتمالا خودم می باشد ماها در اعتراض به این موضوع که بابا ما هم کفش مارک دار می خواهیم، بابا ما هم رفاه می خواهیم، بابا ماهم دمپایی نیکتا می خواهیم،بابا و هزارتا بابای دیگه!!! در کوچه تحصن کرده ایم. یکی نیست به این کتخدابگه شاید این نفت به معده تو بسازه بابا معده های ما از تعجب هرکدوم شدن یه ایکیویوسان(شخصیت کارتونی بس باهوش) ما نفت نخواهیم چه کسی رو ببینم آخه این هم شد عدالت؟ پسر کدخدا دمپایی نیکتا بپوشه اون موقع این ممدپستونک آسمون جل دمپایی لنگه به لنگه بپوشه که یه لنگشو هم یه موش یا شاید یه آدمی که از نفت بدش می یومده خورده امان از این روزگار نفت و سفره چه سنخیتی با هم دارن خدا می دونه!!!
