تبليغاتX
::::میرزای ایرانی::::میرزای ایرانی::::

شنبه سی و یکم فروردین 1387

فرهنگ ماست مالیزاسیون

سلام "هزار" بار عرض عذرخواهی که اینقدر دیر بروز می کنم این اساتید مکتبشگاه ما می گن اگر مکتبوجویان عزیز سر کلاس حاضر نشن از نمره میان ترم هم خبری نیست!!! ماهم که کله محترمون بوی قرمه سبزی ننه قمر را می دهد و پیگیر بحث های داغ گند زدن های این کدخدا محمود هستیم نمی توانیم که ازخیر نوشتن بگذریم !!! یه روز گیر میده به خر همسایه که چرا این طور عرر می کنی؟ یک روز دیگر میگه چرا گاو مش حسن خال هاش سیاهه آخه یکی نیست بگه بابا  از ماست که بر ماست !!! تو برو گاو خودت را دریاب کدخدا !!!(راستی این از ماست که بر ماست اون مثال معروف نیست بلکه جریان داره!!!)

چند وقتی است که فرهنگ مذمومی در دهات های پائین و بالا در حال اشاعه است که معروف است به "ماست مالیزاسیون" که بدبختانه باز از اون فرهنگ هایی است که از شهر واسه ما دهاتی های پشتکوهی (البته از اون پشتکوهی هایی که با هیلکوپتر به این ور کوه که شهر باشه میان) صادر شده!!!یک روز خدمت کدخدا محمود رسیدیم که ببینم قضیه "ماست مالیزاسیون" چیست؟ ایشان هم در توضیحی مبوسط ما را پر از علم نمودند که : در شهر از این فرهنگ که گاها به عنوان ماسمالی از آن نام برده می شود استفاده های زیادی در عرصه های مختلف می شود!!! اگر دیدی یک روز رئیس جمهور در تیلیویزیون گفت که گوجه پیش خونه ما کیلویی ۵۰۰ تومانه مطمئن باشید که ایشان دارن سر ملت را... بله اگر دیدید که سخنگوی دولت استعفای خودش را از پست های اداری اش به رئیس جمهور ارائه دادند حضرت آقا به راحتی دارن سر ملت را...اگر دیدید که شورای نگهبان ۳۰ حوزه انتخابیه را تائید کردن و گفتن که هیچگونه تقلبی صورت نگرفته بدانید شورای نگهبان خوب ماستی گیر آورده احتمالا از شیر مش حسن استفاده کرده و میرزای ایرانی هم ماست بنده بوده !!! اما موضوع مهم اینه اگر یک روز فهمیدی که کشور ایران با کشور شیطان بزرگَ(روم به دیفال آمریکا) در طول این ۳۰ سال ارتباط پنهانی داشته مطمئن باشید که یه عمره سر همه ما ماست مالی شده اون هم توسط ماست پاستوریزه پاک !!! البته من یک ذره از حرف های کدخدا را نفهمیدم اما به دهات خودمان یک نگاه اجمالی کردم دیدم این ماست مالیزاسیون اینجا چه کرده؟ به عنوان مثال هروقت کدخدا می خواد سر ملت را ماست مالی کند از چند روز قبل چند سفر به همراه هیئت دهاتداری به منازل اهالی ده می کند و بعد خوردن کباب و ماست و دادن پروبال و اعتبارهای یونجه ای به اهالی منازل بعد چند روزی بی خبری از حضور منور ایشان در اذهان عمومی یه خبر غیر منتظره از کارهای غیر منتظره ایشان ما را  متوجه خود می کند مثلا چند وقت پیش رفته بود به یکی از مکتبشگاه های فرنگی و در آنجا چه حرفا که نزده بود(به علت حفظ شئونات اخلاقی سانسور می نماییم) خلاصه این "ماست مالیزاسیون" چه کرده حتی این گاو مش حسن که پورتره آن را در بالا می بینید در حال تبلیغ ماست های خودش است وای به آن روزی که گاو مش حسن.... قربان شما میرزای ایرانی "ماست بند"...

 

نوشته شده توسط میرزای ایرانی در 16:13 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387

چند شغله بودن میرزای ایرانی

قبل  از هر حرفی و نقلی سلام به تمامی دوستان خوبم چه اونایی که از تعریف کردن من از خودم خوشان میاد و چه اونایی که بدشان می آید آقا من قند تو دلم آب میشه که از حرفای خودم بتعریفم خوب این هم یه نمونه از فرهنگ های دهات ماست که مشت اکبر میگه تو شهر سیاست مدار ها بهش می گن غول سالاری (یه وقت فکر نکنین غوغا سالاریه اون واسه فرنگستانی ها است!!!) که من دوست دارم از این فرهنگ بجا تبعیت کنم. چند روز پیش یعنی بعد از اعلام خبر غذای نفتاجون و دستگیری من توسط حراست بخش فرآورده های نفتاجون و گاز گرفته شدن پای این حقیر توسط سگ حاجی بابا اتفاقات ناگواری در هم دهات علیا و هم سفلی افتاد که باعث شد من بطور کل درد پای گاز گرفته شده ام رو فراموش کنم می دونم که الان فضولی تون گل کرده و به مغزتان فشار می یارید که این چه خبری بوده باعش شده درد پای میرزای مفلوک ایرانی فراموش بشه اما عزیزانم زیاد به اونجا فشار نیارید از آنجایی که خوراک مغز شیرینیه و چون این ماده گرانقیمت به علت بالا رفتن تورم قیمتش بالاتر از طلاهای کبری خانومه و نه به شما می رسه نه به من می ترسم کارتون به اتاق مراقبهای وِیژه حکیم دهات ما ختم بشه خودم می گم اما قبل از اون توجه شما را به عکس بدون شرح ذیل جلب می کنم.((البته به نقل از یکی از خبرگزاری های شهر))

البته من آشنایی زیادی با ایشون ندارم اما از اونجایی که باهم همدرد بودیم و گفتم که پورتره ایشون را هم بزارم(میگن تو شهر واسه خودش برو بیایی داره).چند روز پیش پسر باقرخان که سمت خبررسون هیئت دهاتداری کل دهات های اطراف داره پیشم آمد گفت: میرزا بیچاره شدی !!! گفتم: چی شده؟ گفت که مجلس دهاتی ها مصوب کرده که از این تاریخ به بعد اونایی که در هیئت دهات چند شغل دارن به گاو مش حسن معرفی میشن تا حسابی بجای اون زمین رو شخم بزنن این حکم از همین الان قابل الاجراست!!! گفتم : خوب چه دخلی به من داره ؟  خوب میرزا تو الان تو دهات علیا و سفلی رکورد داشتن شغل را شکسته ای (با داشتن ۵ شغل) با عصبانیت گفتم من از نظر قانون مصوبه ریش سفید محله فقط یه شغل دارم اون هم معاونت کدخدا در امور یونجه چینی اون هم در فصل بهار !!! در حالی که چشماش داشت از حدقه در می رفت به من گفت پس : خبررسون هیئت سماق مکان ، رئیس ستاد  مبارزه با عرعر کردن خر مشتی ممدلی در وقت و بی وقت ، عضوء  هیئت علمی اکابر دهات های علیا و سفلی و عضوء شورای پاسبان های دروازه دهات  اینا شغل نیستن ؟ گفتم نه عزیز دلم خواب دیدی بگو تا ما هم بخندیم شغل به کاری می گویند که برای تو درآمدی داشته باشد اینا که جزء زحمت چیزی برای من ندارند!!! پسر باقرخان گفت: از من گفتن بود تو می مانی و گاو مش حسن پیش خودم گفتم سر این جقله رو میشه شیره مالید اما با گاو مش حسن اصلا نمی شه شوخی کرد بهتره برم هر چه زودتر استفاء بدم ((قربان شما میرزای ایرانی چند شغله در هیئت دهات های سفلی و علیا)) تفسیرش بمونه واسه بعد....

نوشته شده توسط میرزای ایرانی در 18:4 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه یازدهم فروردین 1387

غذای جدیدی به نفتاجون!!!

بازم سلام به خدمت تمامی دوستان و طرفداران پرو پاقرص مطالب خرمگسی میرزای ایرانی... از اونجایی که تو این چندورز به علت تعدد رفت و شد در کومه ی حقیرمان(مثلا یه خونه ویلایی ۲۸۰ متری که متری یک میلیون و پانصدهزار تومان آنهم با رشد پله ای تورم قیمتشه ) نتوانستم خواسته هزاران کشته و مرده خودم را برآورده نمایمو مطلبی را از ذهن میرزایی خودم بتراشم!!!

 خوب همون جور که قبلا گفتم ما نون شب نداشتیم بخوریم و مرغ های لذیذ رو خالی خالی می خوردیم باید استحضار تمامی گشنگان برسانم که دیگه واقعا نه نون داریم واسه خوردن و نه مرغ بجاش یه غذای جدید داریم که پسر کتخدا از شهر واسمون آورده که اسمش نفتاجون است که با پلو خیلی می چشبه یکم از فسنجان تیره تره اما باور کنید بوی خیلی اشتها آوری داره تازه احتیاجی به گرم کردن نداره یه هیزم بندازی روش همش آتیش می گیره! پسر کدخدا( محمودزبله را می گویم) میگه سر سفره همه از این غذاها هست چه اونکه پولش از بیل می ره بالا و چه اونکه پول نداره که از بیل بالابره خلاصه این غذا مزایای زیادی داره که یکی از خواص ویتامینی اون سوبسیده(رایانه یا یارانه هرجور خودتون راحتین) تازه خارجی ها توی بشکه که فکر می کنم الان تو بازار فرنگستان و آرمیکا ۸۰ دلار باشه واسه همدیگر صادرات اش می کنن!!! خوب از دیگر مزایای اون اینه که اگر کمی از اون رو به خر مشتی ممدلی بدی تا دهات علیا واست جفتک می زنه البته مزایای دیگری هم دارد که بدلایل امنیتی که حراست شرکت پخش فرآورده های نفتاجون مرا از گفتن آنها منع کرده و گفته اگه بگی می دیم سگ حاجی بابا گازت بگیره و از اونجایی که من واقعا آدم سگترسی هستم از گفتن حقایق سرباز می زنم اما بین خودمان باشد به علت بالا رفتن تقاضای این غذای مقوی و قاچاق این غذا قراره توزیع آن را سهمیه بندی کنن جان میرزا بین خودمان باشد....                         قربان شما میرزای ایرانی نفتاجون مآب

نوشته شده توسط میرزای ایرانی در 17:54 |  لینک ثابت   • 

شنبه سوم فروردین 1387

کودک فقیر

خوب این هم اولین دست نویس آقا میرزا در ۱۳۸۷ که دیدم به توجه به اوضاع عید نورزو مطلبی رو در باب فقرا و ثروتمندان عزیز و رابطه تنگاتنگ این دو قشر محترم به استحضار همه آجیل خوران عزیر برسانم اما قبل آن از توجه شما را به پورتره زیر (به قول شما عسک) جلب می نمایم.

خوب شما می توانید به مغز محترمتان که الان با توجه به ومصرف بالای شیرنیجات و آجیلجات( خودم می دونم قلطه اما  نوشتم قافیه اش جور بشه) در حداکثر کارائی خودشه(مختو میگم ای کیو!!!) تفسیری از پورتره بالا داشته باشید اما چی می شد آجیلامونو با این بچه نصف می کردیم؟؟؟ یدونه از دستمال کاغذی های معطر مون رو که از فروشگاه معتبر شهر خریدیم می دادیم این بچه و صورتشو پاک می کردیم !!! خرید یه لباس ساده ۵۰۰۰ تومانی که پول کارت شارژ هیولایی به نام ایران سله هیچی رو از ما کم نمی کنه تو این به این فکر نباش که چه جور باشی تو این فکر باش که چی کار می کنی برای دیگران!!!

یکی نیست به خودت بگه میرزا؟؟؟ دیروز یه بنده خدایی تلفن زد گفت آقا میرزا داری یه چند تومنی کمکم کنی؟ من هم گفتم به خدا ما نون شب نداریم واسه خوردن و بعد که تلفن را قطع کرد ادامه دادم : ما به خدا نون شب نداریم بخوریم مرغامون رو خالی خالی می خوریم !!! آره میرزا دروغ نگفت اما راستش هم نگفت و این یعنی میرزای خنثی مآّب!!!

نوشته شده توسط میرزای ایرانی در 13:55 |  لینک ثابت   •